بایگانی: آذر ۱۳۹۷
تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۶: دوست؛ نوشتهٔ سیگرید نونز

۲۸ آذر ۱۳۹۷

«بسیاری اوقات کتابی را به محض این که می‌بندم فراموش می‌کنم. بعد به جایی می‌رسد که از خواندن هر داستانی پرهیز می‌کنم و می‌بینم هیچ چیزی از دست نداده‌ام.» (ص ۷۴)
این کتاب حدود یک ماه پیش جایزهٔ سال ۲۰۱۸ کتاب ملی آمریکا در بخش رمان را از آن خود کرده است. این رمان کوتاه حدیث نفس نویسنده‌ای است که خبردار می‌شود دوستش که نویسندهٔ بزرگی بوده و روزگاری است...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۵: شیرفروش؛ نوشتهٔ آنا برنز

۲۵ آذر ۱۳۹۷

به خاطر رمان‌های موفقی مانند «بازماندهٔ روز» ، «رسوایی» ، و «زندگی پی» که جایزهٔ من‌بوکر را برده‌اند، بر آن شدم هر وقت برندهٔ جایزهٔ امسال وارد بازار آمریکا شود آن را تهیه کنم. همین کار را هم کردم. حتی منتظر نماندم طبق روال بازار کتاب که بعد از قدیمی شدن نسبی کتاب قیمتش افت می‌کند یا حتی دست‌دومش پیدا می‌شود، آن وقت به فکر خردیدنش بیفتم. وقتی صفحهٔ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۴: نام من سرخ؛ نوشتهٔ اورهان پاموک

۱۸ آذر ۱۳۹۷

«رنگْ حس لامسهٔ چشم است، موسیقی گوش است، واژه‌ای از دل تاریکی است.» (ص ۱۸۶)
این رمان که احتمالاً جزو اصلی‌ترین دلایل جایزهٔ نوبل ادبی برای اورهان پاموک است، مانند آخرین رمان نویسنده چندین راوی دارد که ما از زاویهٔ دید هر راوی با بخش‌هایی از داستان آشنا می‌شویم. اینجا اما راوی لزوماً انسان حی و حاضر نیست. همه جور راوی داریم از رنگ سرخ گرفته تا مرگ، ...

چه کتابی بخرم؟

۱۶ آذر ۱۳۹۷

درود
امکان خرید تعداد محدودی کتاب از ایران برای من فراهم شده است. اگر  کتاب‌های خوبی مخصوصاً در زمینه شعر و داستان معاصر فارسی می‌شناسید، لطفاً در بخش نظرات بنویسید.
سپاس

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۳: ترز راکن؛ نوشتهٔ امیل زولا

۱۰ آذر ۱۳۹۷

این اولین رمان جدی امیل زولا نویسندهٔ ایتالیایی‌الاصل اهل فرانسه است که در بیست و هفت سالگی‌اش منتشر شد و حواشی پیرامون کتاب باعث شد که مجبور شود برای چاپ دوم کتاب مقدمه‌ای بنویسد. داستان در مورد زنی به اسم ترز راکن است که به اجبار با پسرعمهٔ همیشه‌بیمار و مخنث‌اش ازدواج می‌کند اما دیگر تاب این شرایط را ندارد و با دوست شوهرش، لارن، رابطه برقرار می‌...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۲: روشنایی ماه اوت؛ نوشتهٔ ویلیام فاکنر

۰۵ آذر ۱۳۹۷

«بخوانید، بخوانید، بخوانید. همه چیز بخوانید، آشغال، کلاسیک، خوب و بد، و ببینید هر کدام چطوری هستند. درست مثل نجاری که در حال کارآموزی است و به کار استادش دقت می‌‌کند. بخوانید! جذب خواهید کرد. آنگاه بنویسید. اگر خوب بود، خواهید فهمید. اگر خوب نبود، از پنجره نوشته‌تان را بیرون بیندازید.» (نقل از فاکنر در پشت جلد کتاب)
این کتاب را فاکنر در سال ۱۹۳۲ من...

شرابه‌های سفر ۲۰: خانه‌اش آتش گرفته است

۰۵ آذر ۱۳۹۷

باز باران شیشهٔ پنجره را باران شست. دود غلیظ شهر را هم شست. آتش خاکسترشدهٔ شهر پارادایس را هم شست. ماسک را از روی دهان خیلی‌ها برداشت. آفتاب یک‌هفته‌ای از ما رو گرفته بود. مثل غروب بود ظهر آفتابی کالیفرنیا. همهٔ این چیزها را لابد شنیده‌اید. یک خبر است که شاید نشنیده باشید. خبری که برایم جالب (=؟ دردناک) بود، داوطلب شدن ۱۵۰۰ زندانی کالیفرنیا برای آت...